آنيتاآنيتا، تا این لحظه: 15 سال و 4 ماه و 20 روز سن داره

آنيتا ثمره عشق مامان و بابا (آنیتا فرشته ای از جنس آسمان)

حس قشنگ

1393/4/11 9:25
نویسنده : شهرزاد
449 بازدید
اشتراک گذاری

قشنگ ترین حس اینه که بغلت کنم

باتمام وجودم

به خودم بچسبونمت

ببوسمت

نازت کنم

و تو فقط تو بغلم اروم باشی و لبخند بزنی و مستقیم تو چشمام نگاه کنی

قشنگ ترین حس اینه

وقتی به بچه ات نگاه میکنی خوابه

احساس کنی چقدر بزرگ شده و دلت آروم بشه

قشنگ ترین حس اینه که وقتی تو آشپزخونه در حال آشپزی هستی

در دونه ات بیاد بگه مامان !

من گشنمه کی غذا آماده میشه

و.................

چقدر حس های قشنگ برای مامانایی که بچه هاشون سالمن هست و برای ما نیست

درسته من باردارم

اما دوست دارم تمام این حس هارو اول با آنیتا تجربه میکردم.

خدا در همین نزدیکی است اما چگونه نگاهمان میکند را متوجه نمیشوم.

پسندها (7)

نظرات (11)

مامان نگار
11 تیر 93 10:12
ایشالا که بچه سالمی به دنیا میاری و به تمام آرزوهات می رسی .از خدا می خوام که یه روز که خیلی نزدیکه این حسهای قشنگ رو با آنیتای عزیز تجربه کنی .
شهرزاد
پاسخ
وای خدای من یعنی میشه
شهره
11 تیر 93 11:35
افرین به شما مادر صبور فرشته واقعی شما هستید شمایی که سیرت زیبا و قدرت و توانایی رو میشه در زیبایی صورتتون دید خدا در نزدیک است و روزهای شیرین نزدیکتر مزد مادر زحمتکشی مثل شما البته که از مادرانی مثل ما که بچه های سالم دارن بیشتر خواهد بود و انشالله پاداش و مزد شما سلامتی انیتای عزیزم و نینی نازتون خواهد بود دعا کن دعا دوای روح خودت و انیتای خواهد بود مطمئن باش
شهرزاد
پاسخ
مرسی شهره جان نوشته ات آرامبخش بود ازت سپاسگزارم
مامان پارسا دردونه
11 تیر 93 14:00
]دما قدر چیزایی رو که دارن نمیدونن حتی خیلی ها نمیدونن چه نعمتی دارن نمیدونن بچه سالم چه معجزه ای که خدا بهشون داده همیشه شکر میکنن ولی قسم میخورم که نمیدونن چی دارن... . . . شاید ما هم چیزایی داریم که نمیبینیم... مامانی تو وبلاگ من غم راه نداره به ما سر بزن
شهرزاد
پاسخ
اره واقعا
بابا و مامان
12 تیر 93 13:52
عزیزم ارزو می کنم به زودی این لحظه های قشنگ برات با انیتا جونم و نی نی نازت تکرار بشه
شهرزاد
پاسخ
انشالله ممنون این ماه ماه مهمانی خداست لطفا برای من دعا کنید میزبان دعایم را بپذیره
مامان رها
14 تیر 93 18:45
تو جزو بهترین مامانای دنیایی آخه چرا فکر میکنی این حسو تجربه نمیکنی با آنیتا اگه اونی که جای حق نشسته (که نشسته) بهمین زودیا تصمیم میگیره که شهرزادم همه این حسارو تجربه کنه ولی اگه یذره دیر شده واسه اینه که این حسه واسش خاص باشه ،قدرشو بدونه خدا خیلی دوست داره چون میخواد خاص باشی دوست عزیزمممم
شهرزاد
پاسخ
میدونی عزیزم یکی از دلایلش اینه که انیتا تا میخواد رو ب بهبودی بره و بتونه راه بره دوباره تشنج ها برمیگرده و این موضوع باعث اضافه شدن داروها و شلی بدنش میشه و من کل راه رفته رو مجبورم دوباره طی کنم بی انکه بدونم دلیلش رو ؟
مامان زینب
16 تیر 93 1:02
نمی دونم چی بگم یکی از اون آدمای نا شکر منم شهرزاد عزیز هر روز به وبلاگت میام ولی اونقدر غمگین می شم که نمی تونم نظری بنویسم از چی بگم امید گاهی امید هم حرفی واسه گفتن نداره ولی فقط از یه چیزی مطمئنم اگه خدا بخواد هر نا ممکنی ممکن می شه فقط در خونه ی خودش بزن ببین حکمتش چیه .
شهرزاد
پاسخ
عزیزم این همه ناشکری برای چیه اخه ؟ تو باید شمارتو برام بذاری من زنگ بزنم یه حال اساسی به تو بدم اینقدر داشته هات رو به رخت بکشم که خودت شرمنده موهبت خدا شی
محبوبه مامان ترنم
16 تیر 93 7:24
سلام شهرزاد جان. خودت و دوتا فرشته ات خوبید؟ حتما که همه این حس ها رو با آنیتا خانم عزیز هم تجربه خواهی کرد. شاید یک کم دیر شده ولی ان شاالله به همین زودی اتفاق می افته عزیزم. تو حتما پاداش این همه صبوریت رو می گیری خانمی. امیدوارم به حق این ماه معجزه خدا زود زود بیاد سراغت. مواظب خودتون باشید.
شهرزاد
پاسخ
انشالله محبوبه جان انشالله خدا خودش نظری کنه این بچه ها خودشون بیشتر از همه رنج میکشن
مامان سمین
16 تیر 93 16:27
سلام انی مهربون خوبی؟ماه رمضونت مبارک ایشالا کنار مامان وبابا وابجی خوشگل ات خوش وخرم زندگی کنی وهرچه زودتر خوب خوب بشی وروزی خودت برام جوابارو بنویسیمن با امید به اینکه خدا گوشه چشمی به من داشته باشه برات دعا میکنم توام با قلب پاک ات منو دعا کن عزیزم
شهرزاد
پاسخ
حتما دعای شما تاثیر گذاره عزیزم انشالله یعنی میشه؟
ناهید
16 تیر 93 22:40
من همیشه می خونمت و یکی از آرزوهام سلامتی دختر گل شماست. یادمه 17سال پیش نیمه های یک شب برفی پسرم که 6 ماهش بود تشنج کرد. ماشین نداشتیم.تلفن قطع بود. ما هم جوان و کم تجربه. بچه به بغل زدیم توی خیابون. آژانس تعطیل بود. به طرف اتوبان دویدیم(خونمون کرج نزدیک اتوبان بود) سواری گرفتیم و رسیدیم بیمارستان اطفال. بچه ام بستری و مداوا شد. به ما گفتن تا شش سالگی اگر تشنج نکنه از سرش می افته. که خدا را شکر دیگه از تشنج خبری نشد و الان جوانی شده شاعر و عکاس و سرشار از انرژی. اما هنوز اگر سرما بخوره و تب کنه قلبم می لرزه. امیدوارم آنتیای نازم هم تشنج از سرش بیفته و شما هم شاهد سلامتی و موفقیت هاش باشی. به هر حال مادر بودن همینه دیگه. باید محکم بود. دخترک های نازنینت را در آغوش بگیر و به آغوش خدا پناه ببر تا دلت قرص شود. باآرزوی سلامتی و آرامش خاطر برای شما هم وطنم.
شهرزاد
پاسخ
عجیب حسی این مادر بودن و تو فقط اون رو برای بجه هات نداری این حس یه حس بزرگه که خانواده تورو در برمیگیره حتی همسر و وقتی مادری تو با بیماری بچه ات تکمیل شود دیگه توصیف پذیر نیست حال اون شبت رو کامل درک میکنم با این تفاوت که بیمارستان و ماشین و... فراهمه ولی نگاهت استرست و نگرانی الانت همه برایم لمس شدنی است برام دعا کن ناهید جون
مریم مامان آیدین
18 تیر 93 17:29
هر شب دعاتون میکنم ، دعا میکنم آنیتا دو رو برتون بدوه ، بازی کنه و براتون شیرین زبونی کنه........ دعا میکنم با کوچولوی جدید هرروز تو پارک و خرید و گردش باشین و آنیتا جلو جلو بدوه و شما با کالسکه نی نی دنبالش سرخوش بخندی..... دعا میکنم حس کنی خدا داره با لبخند نگاهتون میکنه
شهرزاد
پاسخ
چقدر جمله هات زیبا بود مریم جان مرسی حالم رو خوب کرد
الهام مامان علیرضا
21 تیر 93 14:56
شهرزاد عزیزم هیمن دیشب دوستم که دخترش مشکلاتی شبیه آنیتا جون و داره اومدند خونه مون و من تو نگاه اون بچه همه اش معصومیت دیدم و دیگر هیچ! خدا به حق این ماه عزیز همۀ بچه های مریض و معصوم و شفا بده
شهرزاد
پاسخ
اره الهام جان این بچه ها همیشه با معصومیت خاصی دل ادم رو میدزدن خدا انشالله کمک و یاور پدر و مادرش باشه خیلی سخته